السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني

138

سراج الأنساب ( فارسى )

محظوظ و بهره‌مند گردند . اين سخن مقبول طبع شريف نواب همايون گشته ، مقرر فرمودند كه آن ايالت و شوكت پناه به منزل ايشان رفته ايشان را به بساط بوسى و ملاقات نواب أشرف ترغيب فرمايند ، و بعد از آن ايشان را به مجلس آورند . پس حسب الامر به خدمت سيد محمد رفته بسيار او را ترغيب و تحريص به زيارت نواب أشرف نمود تا به مرتبه‌اى كه او را راضى گردانيده . پس به خدمت نواب جهان‌پناه آمده عرض نمود كه سيد محمد مزبور راضى نموده‌ام ديگر الامر « 1 » اعلى پس نواب أشرف در مجلس بعد ايشان را طلبيده نهايت اعزاز و احترام بجاى آورد ، و ايشان را در پهلوى خود نشانيد ، و بعد از ايشان به اندك فاصله سيد آل كمونه كه نقيب و والى نجف أشرف بود جاى داد ، و بعد از مير قوام الدين حسين اصفهانى كه صدر بود نشست ، و بعد از ايشان ساير امراء هر كدام بجاى خود نشستند . و نواب همايون به سيد محمد بن سيد مهدى فرمودند : كه هر كارى داشته باشيد عرض نماييد ، ايشان فرمودند : كه آن شخصى كه ما را با او كار است بدون عرض دانا است ، و با عدم سؤال برآورندهء حاجات و مدعيات است . پس نواب أشرف در آن مجلس ديگر تكليفى به سيد محمد بن سيد مهدى نكرد ، و مشغول به مكالمات ديگر شده ، اما در گفتار و حكايات غايت احترام سيد مزبور بجاى مىآوردند . بعد از آن‌كه مجلس بهم خورد و مردمان پراكنده شدند ، نواب عالم‌پناه به آن ايالت‌پناه فرمودند : كه معذرت ما را از سيد محمد بن سيد مهدى بخواه ، كه مبادا از اينكه نواب همايون ما فرموديم كه كارى دارى عرض نماى ايشان را خوش

--> ( 1 ) ظاهرا صحيح « حسب الامر » بوده باشد .